آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

494

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

طبرى و فردوسى « 1 » حكايت عجيبى نقل كرده‌اند ، از اينقرار ، كه پابگ منشى پادشاه ، كه از طرف او مأمور بازرسى حقوق سپاه بود ، همه سپاهيان را بسان ديد و چون نوبت بنام پادشاه رسيد ، او را نيز بخواند و از ساز و برگ او نكته‌ها گرفت و عاقبت مزدى از براى او مقرر كرد ، كه فقط يك درهم بيش از حداكثر مزد ساير سربازان بود . از اين حكايت استنباط مىشود ، كه اصلاحات لشكرى خسرو چه تأثيرى در اذهان نموده و چگونه مقررات سخت و تبعيض‌ناپذير اين شاهنشاه ، لشكر ايران را محل ترس عموم و حافظ نظم كشور كرده بود . فى الواقع اگرچه خطرى كه مزدكيان در داخل كشور متوجه دولت نموده بودند ، مرتفع شد ، لكن اوضاع خارجى كاملا كوشش كسرى را در امور لشكرى ايجاب مينمود ، هر چند بين ايران و بيزانس در سال 634 يعنى دومين سال سلطنت كسرى صلحى منعقد شد ، لكن همواره انتظار تجديد جنگ داشتند . از طرف ديگر در مقابل هفتاليان ايران هنوز احساس سرافكندگى مىكرد ، چه مجبور بود ، ساليانه خراجى به پادشاه آن قوم بپردازد « 2 » . مشاجره‌اى كه بين دولت غسانيان خراجگزار روم و پادشاه حيره مطيع شاهنشاه ايران واقع گرديد ، موجب اشتعال نايره جنگ بين دو كشور ايران و روم شد « 3 » . در سال 540 كسرى انطاكيه را گرفت و ويران كرد و پس از جنگهاى متعدد ، كه گاهى غلبه با ايرانيان و زمانى با روميان بود ، در سال 555 قرار متاركه جنگ بامضاى طرفين رسيد . بعدا در قفقاز جنگ كردند و سعى كسرى در تسخير لزها « 4 » ، كه قومى عيسوى بودند ، در نتيجه تحريكات روميان عقيم ماند . صلح قطعى كه در سال 561 به مدت پنجاه سال به امضاء رسيد « 5 » ، هر يك از دو

--> است . در متن دارمستتر فقط از چهار ناحيه مرزبان‌نشين ، سه ناحيه ذكر گرديده است و ناحيه جنوب در آنجا نيست . در متن مينوى است ، كه كابل ناحيه چهارم ذكر كرده‌اند ، ولى واضح است ، كه كابل ناحيه مرزبان‌نشين جنوب نيست و در اينجا اشتباهى رخ داده است . ( 1 ) - طبرى ، ص 963 ، نلدكه ، ص 247 و ما بعد و يادداشتها ؛ فردوسى ، چاپ مهل ، ج 6 ، ص 174 و ما بعد . ( 2 ) - مقايسه شود تا بالاتر ص 320 . ( 3 ) - طبرى ، ص 958 و ما بعد ، نلدكه ، ص 238 و ما بعد ، رتشتين ، ص 82 - 81 . ( 4 ) - Lazes ( 5 ) - اشتاين ، موزئون ، 1640 ، ص 126 ، يادداشت 6 .